X
تبلیغات
بدون شرح
تاريخ : سه شنبه دهم اردیبهشت 1392 | 13:24 | نویسنده : میلاد
 




تاريخ : چهارشنبه هجدهم بهمن 1391 | 20:16 | نویسنده : میلاد

خب بالاخره امروز شروع میکنم یکم بنویسم.

اول اینکه یه تعریفی از سربازی بکنم:سربازی یعنی محرومیت از ابتدایی ترین وسایل آسایشی که واسه همه عادی شده و یه جورایی حق خودشون میدونن.،از جمله خواب کافی،آب گرم،تلفن،خانواده،غذای مناسب،جای گرم و خلاصه ازینجور چیزا

از خاطرات سربازیم.آموزشی که 06 تهران بودم.گروهان2 فجر.خیابون پاسداران.اموزشگاه جدی و سختگیری بود.ولی یه پرستیژ خاصی داش که ازش خوشم میاد.(البته الان خوشم میاد.وقتی اونجا بودم قدرشو نمیدونستم.)البته اینچیزاش خیلی وقتا به ضرر ما بود و بهمون سخت میگذشت ولی خب از امیرش گرفته تا فرماندهاش آدمای جدی و با عظمتی بودن.هممون کمد داشتیم 4پایه داشتیم.غذاهاش بهتربود.مثلاهفته ای یه بار جوجه کلاغ(شما بخونید جوجه کباب)میدادن.کنسرو ماهی میدادن که فعلا تو این پادگان خبری ازش نیس.خلاصه امیرش به فکر سربازا بود.توآموزشیم خیلی سخت گذشت.هم اولش بود همم به شرایط عادت نداشتیم.ولی خب هر چی که بود گذشت.اونچیزی که موند فقط و فقط دوستاش و خاطراتش بود. امیر عزیز.قدرت پاک و ساده.هادی بامعرفت.وحیدمهربون و و و...

الانم که 02 تهران دوره کد هستم.رسته پیاده.دوره تخصصی عملیات پیاده(اسمش دهن پر کنه ها وگرنه چیز خاصی یاد نمیگیریم)اینجا هتله.هر روز 2ظهر مرخصی میدن تا فردا صبحش. تقی به توقیم میخوره تعطیل میکنن میگن برین.(بخاطربودجه و اینحرفا.حسابشو بکن یه وعده نهار اگه هزار تومنم در بیاد غذای یه وعده2000سرباز میشه2میلیون تومن.)خلاصه هتله دیگه.جاتون خالی.کلاسا اکثرا تو آسایشگاهه.غذارم میارن بالا میدن و لازم نیس بریم پایین.

انقد رفتیم بیرون گشتیم دیگه جا کم آوردیم.

الانم که دارم اینارو مینویسم خونه دوستم هستم و هی داره بهم میخنده(سامان بدنساز)

بعدا از خاطراتم مینویسم



تاريخ : جمعه دهم آذر 1391 | 13:38 | نویسنده : میلاد
اومدم مرخصی.به اصطلاح میان دوره

شرمنده حوصله ندارم خاطراتو بنویسم.برگشتم حتما مینویسم.دعاکنید بیوفتم شهر خودم



تاريخ : جمعه پنجم آبان 1391 | 13:52 | نویسنده : میلاد
تاريخ : شنبه بیست و نهم مهر 1391 | 23:47 | نویسنده : میلاد
دارم خرتوپرتامو میریزم تو ساک

دیگه فقط1شب اینجام.




تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391 | 0:8 | نویسنده : میلاد
امروز25مهر91

رفتم واسه خدمت یه سری خرت و پرت گفتم.حس جالبی بود. مخصوصاوقتی مغازه دارا سعی دارن یه جنسی رو بهت بندازن وقتی میگی واسه سربازی میخام خودشونم راهنماییت میکنن و یه جورایی سعی میکنن کمکت کنن. بازم دم بازار کهنه گرم.من که هرچی لازم داشتم از ریزو درشت توش پیداکردم.با قیمتای تقریبا مناسب نسبت به مغازه های بیرون بازار...

ولی یه چیزی هس که توذهنمه. هزینه ارسال دفترچه و دکترو واکسنو این چیزا حدود25 تومن میشه.امروزم که این خرتوپرتاروگرفتم حدود45تومن شد.حالا شاید همینقدرم مجبور باشم خرج کنم... فک نکنید سوسول بازی در آوردمو وسایل اضافی گرفتمتا.باور کنید فقط وسایل شخصی و ضروریه.با این حساب شایدبیشتر از 100تومن قبل رفتن خرجت میشه.هزینه تعویض پوتین و اندازه کردن لباسم که مونده چند روز دیگه...حالاخداروشکر ما ته جیبمون یه پولی داشتیم.ولی انصافا جالب نیس واسه سرباز انقد خرج بتراشن.بیچاره اونایی که با این شرایط خراب اقتصادی این خرجای یهویی هم براشون پیش میاد... البته شاید بضیا بگن بروباباااااا 100تومن اینروزا پولی نیس که.ولی خب هنوزم هستن کسایی که 100تومنم براشون حکم سیرکردن شکم یه ماهو داره.

تازه تو پادگانم هزینه هایی پیش میاد.بیچاره اون سرباز غریبی که نداره...فکرشو بکنید.خیلی سخته.همیشه یه بغضی میاد سراغم وقتی به این چیزا فکر میکنم.

تازه شنیدم که 4 ماهم هس حقوق ناقابل سربازارو نریختن به حسابشون...فک کنم تو همون3هزار(نمیدونم میلیارد بود تیلیارد بود،تومن بود دلار بود،حالاهرچی مهم اینه که از 10تای بچگی خیلی بیشتر بود!)آره فک کنم تو همون بود که باد شد رفت... حالا چن سال باید صبر کنیم که جاش بیاد پر بشه اللهو اعلم...

آغایون مسئول اگه سربازی وظیفه ماهستش یادتون نره شما هم یه سری وظیفه هایی دارینا.اگه شما وظیفتو یادت رفته ماهم یادمون بره که این به اون در بشه دیگه!خوبه؟؟؟




تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391 | 18:44 | نویسنده : میلاد
یه هفته دیگه باید برم...

یه دلتنگی و بیحوصلگی خاصی اومده سراغم...دستم به کار نمیره.صب تا عصر تقریبا همش زل زدم به مانیتور یا در و دیوار کارگاه...

مخصوصا بخاطر اینکه تقریبا میشه گفت جزو بدترین جاهای ممکن واسه آموزشی افتادم.

تهران.خیابان پاسداران.پادگان جوادالائمه نزاجا.(ارتش)

بدیش اینجاس که بعد2ماه آموزشی دوباره بهمون کد میزنن و باید بریم یه دوره2ماهه دیگه که یا بجنوردمیشه یا شیراز. دعا کنید حداقل بعد این4ماه بتونم برگردم ارتش همینجا...




تاريخ : یکشنبه بیست و سوم مهر 1391 | 9:40 | نویسنده : میلاد
بله ه ه ه ه ه.بالاخره ماهم رفتنی شدیم.رفتنی به جایی که به قول خودشون اول شخصیتتو خرد میکنن،میشکنن، میبرن زیرصفر بعد دوباره میسازن.(مورد اولشو که مطمئنیم انجام میدن ولی اونیکی رو هیچ تضمینی نداره)

راستی فکرشو بکنید بجای اینکه اسمش باشه آشخوری،باشه پیتزاخوری یا مثلا جوجه کباب خوری!جالب میشداااا

اگه وقت داشته باشم ازین به بعد تو مرخصیام خاطراتمو تو وبلاگ میذارم.میدونم اینا واسه هیشکی جذاب نیست جز خودم و چندنفر دیگه... ولی خب همینی که هس.به زور که نمیگم توروخدا بیاین خاطرات منو بخونین.

از اولش که بخام شروع کنم خیلیییییییییییییییییی مفصله.ولی خب باید از یه جایی شروع کرد.شرمنده اگه حوصلتون سر رفت.

12مهر91 تونستم از دانشگاه فارغ التحصیلیمو بگیرموخلاص(البته بعد گذراندن 3یا 4تا هفت خوان آغا رستم)

16ام دفترچه رو فرستادم.(15ام واکسن بهم نرسید).خلاصه 22ام برگ اعزاممو گرفتو دیدم جلل الخالق!!چه سرعتی دارن تو بضی کارا! هفته بعد ینی 1 آبان باید اعزام شم..

این بود کل خلاصه داستان من...

البته بگذریم از اینکه قراربود کارامونو درست کنن وبیوفتیم فلان جاها و نشد.عب نداره.اصلا ناراحت نیستم.قسمت ت ت ت ت ت ت ت ت ت ت ت ت ت  ت(آره خیلی دلم از این "قسمت" پره که هرچی میکشیم از دست همین قسمته)

اگه کسی توصیه ای،ترفندی،نکته ای،به ذهنش میرسه با کمال میل مشتاق شنیدنشون هستم.البته اونایی که میخان ضدحال بزنن هیچی نگنااااا.فقط جنبه های + رو بگید.از جنبه های - که گوشم پرشده...



تاريخ : دوشنبه نهم مرداد 1391 | 2:12 | نویسنده : میلاد

زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند. یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه‌اى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند. یکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد.
فردا صبح یک ماشین پژو 206 نو جلوى پارکینگ خانه داماد بود و روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»


زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو 206 نو هدیه گرفت که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»


نوبت به داماد آخرى رسید.
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.
امّا داماد از جایش تکان نخورد.
او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم.
همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.
فردا صبح یک ماشین بى‌ام‌و کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد سوم بود که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت»

 



تاريخ : پنجشنبه پانزدهم تیر 1391 | 12:17 | نویسنده : میلاد
 
بعد از آنکه خواندیم که چطور وقتی برق شهر قطع شد مردم داخل سوپر مارکتها و فروشگاههای بزرگ به آرامی و در تاریکی همه چیزهایی را که در سبد خریدشان قرار داده بودند سر جایشان برگرداندند و به آرامی از فروشگاهها خارج شدند.

چیزی نگذشت که تمیزی و نظم کمپهای مردم سیلزده که توی ورزشگاههای شهر بنا شده بود توجه همه را جلب کرد ، بعد دیدیم که مسئولان شهر جلوی مردم سجده میکنند و معذرت میخواهند بخاطر اینکه سونامی شده و ما نتوانستیم بهتر از این از شما مراقبت کنیم.

چیزی نگذشت که عکس مدارس صحرایی شهر فوکوشیما منتشر شد ! با نهایت شرمندگی سالن ورزشی رو پارتیشن زده بودند و بصورت کلاسهای مجزا با حداکثر ۱۵ دانش آموز در آورده بودند . نکته اش هم اینکه همه کلاسها یه ال سی دی ۳۲ اینچی داشت. وزیر آموش و پرورششان هم توی رسانه ها ضمن کلی عذر خواهی قول داد که بزودی حداقل امکانات را برای دانش آموزان مهیا خواهد کرد. یعنی این چیزها را تازه زیر حداقل میدانند! محاسبه کنید حداکثر را.

چند روز قبل هم مطلع شدیم که پیرمردهای ژاپنی سپاه مهندسین پیر تشکیل داده اند و داوطلب اینکه بروند فوکوشیما و در مهار نیروگاه کمک کنند تا جوانترها در معرض تشعشعات نیروگاه و مرگ قرار نگیرند! چرا؟ چون نسبت به جوانها کمتر از عمرشان باقی مانده و اثرات ناگوار رادیواکتیو زمان کمتری در کشورشان باقی خواهد ماند و خودشان هم زمان کمتری رنج و دردش را تحمل خواهند کرد! همینقدر منطقی و بشر دوستانه.

حالا هم که این خبر پایین در آمده که بزرگواری میفرمایید و میخوانید:


بازگرداندن میلیاردها ین پس از سونامی:

به گزارش خبرگزاری آلمان، مردم ژاپن، که در ماههای گذشته، بحران سیل ، سونامی و نشت مواد رادیواکتیو را پشت سر گذاشته‌اند، بیش از سه و نیم میلیارد ین ( بیش از ۴۵ میلیون دلار) پول را که در مناطق سیل زده یافته اند به دولت بازگردانده اند.

همچنین ۵۷۰۰ گاوصندوق پیدا شده پس از سیل که حاوی بیش از دو میلیارد ین بوده، به دولت داده شده است.

سخنگوی پلیس ژاپن اعلام کرد مردم و داوطلبان همچنان کیف پولهای پیدا شده را تحویل میدهند و تا کنون ۹۶ درصد مبالغ پیدا شده، به صاحبانشان بازگردانده شده است.

زلزله و سونامی در ژاپن که در ماه مارس رخ داد، دستکم ۲۰ هزار کشته و هزاران نفر بیخانمان برجا گذاشت.

اونوقت فکرشو بکنید خدا ما رو ببره بهشت، اینا رو ببره جهنم

و
نکته جالب اینجاست که می گوین : در فرهنگ ژاپنی مفهمومی بنام "گناه" وجود نداره... و اصلا" مردم با این مفهموم هیچ آشنایی ندارن... تنها مفهوم بازدارنده در اونجا، "شرمندگی" است. واسه همینه که کسی که درست کارش و انجام نمیده و پیش مردم شرمنده میشه، حتی ممکنه که دست به خودکشی بزنه، چون دیگه چیزی برای از دست دادن نداره... "شرمندگی" مفهوم زمینی و "گناه" مفهوم آسمانی است. "شرمندگی" بین شخص و اطرافیانش اتفاق میفته، اطرافیانی که شخص همیشه اونها رو میبینه، ولی "گناه" بین شخص و خدایی هست .... و نتیجه این 2 باور رو ببینید


تاريخ : یکشنبه چهاردهم خرداد 1391 | 23:3 | نویسنده : میلاد
به سلامتی پسری که پولهای مچاله شدشو آروم گذاشت جلوی فروشنده و گفت
برای روز پدر یک کمربند می خوام
فروشنده گفت: چه جنسی باشه
پسر کوچولوگفت:
فرقی نمیکنه فقط دردش کم باشه.
پیشاپیش روز پدر مبارک..‬



تاريخ : دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 | 22:16 | نویسنده : میلاد
هرچه میروم ، نمیرسم ! گاهی با خود فکر میکنم نکند من باشم ، کلاغ آخر قصه ها !

تاريخ : دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 | 21:57 | نویسنده : میلاد
اينجا سرزمين واژه هاي وارونه است: جايي که گنج, "جنگ" مي شود درمان, "نامرد" مي شود قهقه , "هق هق" مي شود اما دزد همان "دزد" است ... درد همان "درد" و گرگ همان گرگ...

تاريخ : سه شنبه نهم اسفند 1390 | 0:27 | نویسنده : میلاد
حالا دیگر برای اینکه بدانیم بهترین فیلم جهان چیست نباید منتظر باشیم تا دوبله فارسی میلیونر زاغه نشین به بازار بیاید. حالا دیگر همه مردم دنیا باید برای دیدن بهترین فیلم جهان ، جلوی سینماهای شهر خود صف بکشند تا شاهکار "اصغر فرهادی" را به تماشا بنشینند.
اصغر فرهادیسرانجام انتظار به پایان رسید و آن لحظه دوست داشتنی فرا رسید: "جدایی نادر از سیمین " برنده اسکار بهترین فیلم خارجی شد ؛ حالا دیگر برای اینکه بدانیم بهترین فیلم جهان چیست نباید منتظر باشیم تا دوبله فارسی میلیونر زاغه نشین به بازار بیاید. حالا دیگر همه مردم دنیا باید برای دیدن بهترین فیلم جهان ، جلوی سینماهای شهر خود صف بکشند تا شاهکار "اصغر فرهادی" را به تماشا بنشینند و این ما هستیم که پیش از همه جهانیان افتخار دیدن "جدایی نادر از سیمین" را داشته ایم.

هنوز طعم شیرین گلدن گلوب وآن حرف های ساده و دلنشین فرهادی زیر زبانمان است و این بار آقای سینمای ایران با همان صفا و سادگی بر بلندای سینمای جهان ایستاده است.

او این بار در حالیکه مجسمه طلایی اسکار را در دست دارد از ما سخن می گوید و پیام صلح را از جانب ما به دنیا می رساند.

و ما ، همان مردمی که برای اعلام نام "اصغر فرهادی" توسط مجری اسکار، یک سال لحظه شماری کرده بودیم و هنگامی که این لحظه فرا رسید ، هق هق و قهقهه مان در هم آمیخت؛ همان مردمی که او هنگام دریافت جایزه گلدن گلوب نیز از ما سخن گفت،  ما امروز میزبان همه چشم هایی هستیم که اوج هنر مارا به تماشا نشسته اند و به احترام فرهادی و نادر و سیمینش کف می زنند.

رسول صدر عاملی پیش از  اینکه فرهادی جایزه گلدن گلوب را تصاحب کند گفته بود: " اصغر فرهادی جایزه گلدن گلوب را دریافت خواهد کرد و آن وقت جشنی جانانه  خواهیم گرفت و همه شهر و شهرهایمان می شود خانه سینما."

حالا آن روز بزرگ فرارسیده و ما که شب را با چشمان بیدار و امیدوار به صبح رسانده ایم در"خانه سینما" یی به وسعت سرتاسر ایران زمین ، دنیا را به تماشای شکوه یک جدایی دعوت می کنیم.

مردم دنیا سلام. اینجا ایران، خانه نادر ، سیمین و اصغر فرهادی است و او اسکار را برای ما به ارمغان آورده است. این موفقیت را به فرهادی ، تیمش و همه مردم هنردوست ایران تبریک می گوییم.


تاريخ : جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 | 15:43 | نویسنده : میلاد
دوستان عزیز میتونید با کلیک روی بنرهای پایین و ثبتنام تو هرکدوم از این سایتها با گذاشتن روزی ۱۰دقیقه درآمد خوبی داشته باشین(البته اگه زرنگ باشین...)

امروز میخوام یه سری از سایت های کسب درآمد کلیکی پر درآمد رو بهتون معرفی کنم که همشون معتبر هستند و در سایت ساماندهی به ثبت رسیده اند.
شما خیلـی راحـت و  بدون هیچ هزینه ای و روزانه با ۱۰ دقیقه کار کردن می تونید از طریق مشاهده آگهی توی این سایت ها به درآمد میلیونی برسید ، شاید فکر کنید که چطور ممکنه بدون هیچ هزینه کسی بتونه به درآمد میلیونی برسه و باورش براتون یه مقدار غیر ممکن باشه ، ولی بدست آوردن درآمد میلیونی توی این سایت ها خیلی آسان و دست یافتنی است

معرفی سایت های پر درآمد کلیکی در پایین(کلیک روی بنرها...)

توجه داشته باشید شما می توانید با خرید زیر مجموعه مجازی هر ماه پولتان را دوبرابر یا بیشتر کنید هر 7 روز یک بسته 3 تایی تا 50 تایی میتوانید خریداری کنید ...

باکسها تك باكس نیوباکس ایران باکس پارسیان باکس

سحرباکس پولباکس

نحوه ی ثبت نام کردن در سایت های کلیکی

پس از کلیک روی بنرهای بالا ابتدا بر روی عضویت در بالای صفحه کلیک کرده تا وارد صفحه ی ثبت نام شود نام کاربری ورمز عبوری برای خود انتخاب کنید که در ذهنتان بماند سعی کنید در همه ی سایت های کلیکی از یک نام کاربری ورمز عبور استفاده کنید رمز امنیتی هم همان حروف داخل کادر است و با انتخاب گزینه ی من قوانین را قبول می کنم روی ثبت نام کلیک کنید

طریقه ی وارد شدن در سایت های کلیکی

بعد از وارد کردن نام کاربری و پسوردی که با آنها ثبت نام کرده اید و همچنین کد امنیتی زیر کادر ورود به سایت، داخل صفحه اصلی یعنی صفحه حساب خود می شوید.
توجه کنید کادر پسورد دوم را باید خالی بگذارید

نحوه ی مشاهده ی آگهی ها وکسب درآمد

برای مشاهده آگهی ها شما باید وارد قسمت  آگهی های کلیکی (بالای صفحه سمت چپ کنار عدد به رنگ زرد و نام کاربری شما) شوید که در آنجا ۴ نوع آگهی وجود دارد: ۱٫ آگهی های مدیر   ۲٫ آگهی های خیلی کوچک   ۳٫ آگهی های کوچک  و ۴٫ آگهی های استاندارد که شما ابتدا باید آگهی های مدیر را مشاهده کنید تا بقیه آگهی ها فعال شوند.

طریقه دیدن آگهی ها به این شکل است که شما بعد از کلیک روی نوشته هر آگهی یک تیک ظاهر می شود که با کلیک روی آن تیک آگهی مورد نظر به نمایش در می آید، یک نکته اینکه شما باید تا بارگیری کامل آن آگهی صفحه ی مربوطه را نبندید یا مینی مایز  ( minimize ) نکنید و اجازه دهید آن کادری که بالای هر صفحه وجود دارد ، پر شود.

شما هر روز میتوانید فقط یک بار آگهی ها را ببینید و از آنها درآمد کسب کنید. و آگهی ها هر شب ساعت ۱۲ ریست میشوند.

چند تا از این سایت ها به کاربرانش مبلغ ۴۰۰ هزار تومان وام نیز می دهند تا از طریق آن بتوانند کسب درآمد بیشتری در سایت بکنند.

 



  • قیمت دلار بازار آزاد
  • قالب میهن بلاگ
  • لینک باکس هوشمند پردیس